تاریخ : دوشنبه بیست و هفتم شهریور 1391

پرورش ماهی تیلاپیا به عنوان ماهی وارداتی و چالشهای آن.

گردآوری: محمدمهدی محجوب

انتشار: خبرنامه الکترونیک گروه سایتهای فیش بیس ایران
لینک آرشیو خبرنامه: اینجا

:::::::::::::::::::::::::

ماهی تیلاپیا سومین آبزی پرورشی جهان است که در بدلیل خصوصیات مثبت از جمله امکان تطابق با محیط جدید، تولید مثل سریع و رشد مناسب در بیش از صد کشور جهان به عنوان ماهی پرورشی پذیرفته شده است. معرفی این ماهیان به بسیاری از کشورهای جهان در کنار تاثیرات مثبت اقتصادی، منجر به آسیبهای جدی به اکوسیستم، ماهیان بومی و ساختارهای اقتصادی این مناطق گردیده است. با توجه به اینکه ورود تیلاپیا به ایران در دو سال اخیر از مباحث چالش برانگیز بین شیلات و محیط زیست بوده است، و نیز شروع پرورش تیلاپیا در ایران، لازم است نکات پیشگیری کننده از آسیبهای ناشی از واردات تیلاپیا مورد توجه باشند. در این تحقیق انواع آسیبهای ناشی از حضور تیلاپیا در زیستگاه جدید و راه های مقابله و کاهش این آسیبها مورد بحث قرار گرفته است.

مقدمه:
صنعت آبزی پروری در سراسر جهان در حال گسترش روز افزون است. در طی دهه 1990، تولیدات آبزی پروری بیش از سه برابر افزایش داشته است(FAO, 2004). این گسترش سریع آبزی پروی تاثیراتی بر وضعیت اکولوژی، سلامت بشر و اقتصاد جوامع داشته است.
معرفی گونه های تیلاپیا از جمله تیلاپیای نیل (Oreochromis niloticus) و ماهی شکارچی و درندهء سوف به آبهای جهان، منجر به نقصان در اندازه جمعیت، تنوع ژنتیکی و حتی نابودی گونه های بومی که پایه شیلات منطقه بوده اند گردیده است.
گفته میشود آبزی پروری نیمه متراکم در ابعاد کوچک، در بسیاری از کشورها بویژه در نقاط روستایی که تاثیر کمی بر محیط پیرامونی دارد، قابل پذیرش است. با اینحال در سالهای اخیر تمایل روزافزونی به متراکم سازی پرورش تیلاپیا تحت تاثیر بازار و رقابت بر سر منابع، ایجاد شده است. استفاده از افزونه های مصنوعی، مانند غذاهای آماده، داروها، هورمونها، مکمل ها و غیره، در شیوه متراکم اجتناب ناپذیر است. این مساله میتواند منجر به اثرات وخیم محیط زیستی و اجتماعی و اقتصادی گردد. همچنین بسیار محتمل است که فوق متراکم کردن کردن گونه های پرورشی، منجر به ورود آنها و نیز پسماندهای آنها به محیط زیست میگردد.
فروپاشی شیلات محلی و کاهش جمعیت ماهیان بومی به علت معرفی هدفمند ماهی به بزرگترین دریاچه آفریقا، دریاچه ویکتوریا، یکی از آشناترین معضلات تنوع زیستی است (Kaufman 1992; Pringle 2005). اولین معرفی در فاصله دهه 1920 تا 1960 انجام و در دهه 1980 دو گونه مهاجم در دریاچه ویکتوریا بصورت غالب در آمدند: ماهی سوف نیل Lates niloticus و ماهی تیلاپیای نیل Orecheromis niloticus . .( Balirwa et al. 2003; Pringle 2005
این گونه های وارداتی، اکوسیستم اصلی را به طور چشمگیری تغییر داده و نتیجتا منجر به انقراض صدها گونه ماهی بومی دریاچه ویکتوریا، ازجمله گونه های بومی تیلاپیا گردیدند.( Ogutu-Ohwayo 1990).

خطرات زیست محیطی ماهی پرورش تیلاپیا:
بر طبق گزارش های مستدل (GESAMP, 1991)، تاثیرات محیط زیستی آبزی پروری ساحلی به شرح زیر است:
1.تاثیرات اکولوژیک: نظیر غنی شدن محیط، دخالت در شبکه غذایی، مصرف اکسیژن، پراکنش گونه های جانوری، تخریب زیستگاه، تداخلات بین ماهیان گریخته از مزارع پرورشی و گونه های وحشی، معرفی و انتقال گونه ها و ورود ترکیبات زیست فعال (شامل آفت کش ها، آنتی بیوتیکها و مواد شیمیایی حاصل از مصرف هورمونها و محرکهای رشد).
2.تاثیر بر بهداشت انسانی: شامل ابتلا به بیماریهای حاصل از خوردن صدفها، حصبه، هپاتیت عفونی و سایر بیماریهای ویروسی، رهایی ویروسهای داخلی در محیطهای آبی، وبا، تاثیر عوامل بیماریزای ماهیان روی انسان، فایکوتوکسینها و تصفیه آب.
3.ملاحظات اقتصادی-اجتماعی: پرورش تیلاپیا با سرعت زیادی در حال گسترش است، به نحوی که امروزه بعد کپورماهیان و آزادماهیان، جایگاه سوم آبزی پروری را به خود اختصاص داده است. هم اکنون تیلاپیا در بیش از صد کشور جهان پرورش داده میشود. روشهای سنتی، کم وسعت، نیمه متراکم تیلاپیا بویژه در آسیا در حال جایگزینی با روشهای پرورش متراکم تر و کلان تر است. از اینرو پرورش متراکم تیلاپیا میتواند خطر بالقوه ای برای محیط زیست باشد.
ماهی تیلاپیا سه نوع خطر عمده میتواند برای محیط زیست داشته باشد:
اول: انتقال و معرفی به محیط طبیعی
دوم: آلودگی ژنتیکی
سوم: غنی سازی غذایی

1: انتقال و معرفی تیلاپیا: منظور از انتقال، جابجایی گونه ای خاص، درون گستره پراکنش طبیعی آن است. این عمل برای پشتیبانی از جمعیتهای در حال استرس، کمک به حفظ ویژگیهای ژنتیکی و یا بازسازی ذخایر محلی یک گونه انجام می پذیرد (GESAMP, 1991).
معرفی، عبارت است از جابجایی یک گونه به جایی غیر از گستره جغرافیایی فعلی آن. معرفی به قصد افزودن عضوی جدید به جمعیت جانوری یک محیط زیست انجام میگیرد. انتقال و معرفی میتوانند خطرات گسترده ای برای صحت اکوسیستمها، گونه های حاضر در آنها، سلامت انسانی، کشاورزی، آبزی پروری و صنایع وابسته به آن ایجاد نماید. به بیان دیگر، انتقال و معرفی ممکن است تنوع زیستی اکوسیستم پذیرنده را از طریق تولیدمثل بین گونه ای، شکارگری، رقابت برای غذا و جا و نیز تخریب زیستگاه تغییر دهد.
تیلاپیا به عنوان گونه غیر بومی به حدود 90 کشور جهان معرفی شده است. میدانیم که تیلاپیا توانسته است در بیشتر این زیستگاه های جدید تولید مثل کرده و گسترش پیدا کند. تقریبا در اکثر این موارد، قبل از معرفی تیلاپیا، بررسی ای روی آن انجام نشده، در عوض، در بیشتر موارد ارزیابی ها بعد از معرفی آن صورت پذیرفته است. در نقطه ای که جبران تاثیرات سوء معرفی تیلاپیا در زیستگاه جدید بسیار سخت و حتی غیر ممکن گردیده است. پیام واضح است: قبل از هر معرفی یا انتقال تیلاپیا باید مطالعات دقیق و محتاطانه ای صورت پذیرد و سازوکار های مدیریتی مناسب باید در نظر گرفته شوند.
معرفی ماهی تیلاپیا میتواند نا موفق، موفق و یا موفق همراه با هزینه های زیست محیطی ، از تخریب زیستگاه و دورگه سازی با گونه های محلی تا نابودی کامل گونه های بومی باشد.
معرفی موفق: یکی از موفق ترین نمونه های معرفی تیلاپیا، معرفی تیلاپیای نیل به دریاچه ویکتوریا در اوگاندا در اوایل دهه 1900 بود. بعد از معرفی، تیلاپیای نیل باعث نابودی تیلاپیای نیل از منقه گردید. امروزه تیلاپیای نیل گونه غالب تیلاپیای دریاچه ویکتوریا، و دومین گونه ماهی بعد از دیگر گونه معرفی شده، یعنی گونه سوف نیل  Lates niloticus است(Fuerst et al., 2000). در سری لانکا، چند نسل بعد از معرفی تیلاپیای موزامبیک، اینگونه بخش اصلی صید آبهای داخلی این کشور یعنی بیش از 70درصد آنرا به خود اختصاص داد(De Silva, 1985). این ماهی در کل آبهای داخلی سری لانکا مشاهده میشود (De Silva and Senaratne, 1988). همچنین یک تحقیق میدانی در بنگلادش، موارد خفیفی از دورگه سازی در محیط طبیعی را نشان داد که گویای تاثیر محدود معرفی تیلاپیا در ماهیان بومی بود (Ireland et al., 1996). از آنجا که تیلاپیا از ماهیانی است که در قفس هم پرورش داده میشود، امکان فرار آنها از قفس و ایجاد رقابت با ماهیان بومی در مورد آنها وجود دارد.
تاثیر تیلاپیا روی آبزیان بومی:
تاثیرات معرفی تیلاپیا روی ماهیان بومی بر حسب گونه و گستره جغرافیایی متفاوت است. عموما تیلاپیاهای معرفی شده به راحتی با زیستگاه های جدید منطبق میشوند، در حالیکه گونه های بومی  تحت فشار تغییرات محیطی و رقابت با گونه های وارداتی قرار میگیرند. این تاثیرات میتواند ناچیز و یا ویرانگر باشد. بحثهای زیادی در مورد تاثیرات زیست محیطی معرفی تیلاپیا در نقاط مختلف جهان وجود دارد. یکی از نمونه ها فیلیپین است. در این کشور 84 درصد آبزی پروران ادعا میکنند که معرفی تیلاپیا هیچ آسیبی به آبزیان بومی آبهای طبیعی وارد نکرده است. اما 16 درصد نیز مدعی هستند که برخی گونه های بومی نابود و یا آسیب دیده اند (Pullin et al., 1997). با اینحال این بحثها تنها گمانه زنی بوده و هیچ گواه مستدلی از آنها پشتیبانی نمیکند.
معرفی تیلاپیا به هند منجر به کاهش چشمگیر برداشت گونه های بومی نظیر کپورماهیان هندی، کپور آینه ای و کپور دانه مرواریدی در بسیاری از مخازن آبی گردید(Natarajan and Aravindan, 2002). کاهش این ماهیان به قدرت باروری زیاد تیلاپیای وارداتی نسبت داده میشود.
معرفی گونه های Oreochromis spilurus niger و Oreochromis esculentus به دریاچه بانیونی اوگاندا شکست خورد. از طرف دیگر معرفی تیلاپیای نیل به همین دریاچه موفق بود، اما تاثیرات منفی شدیدی مثل هیبرید أن آن با گونه های وارداتی دیگر رخ داد (Lowe McConnell, 1958). جمعیت تیلاپیای نیل خود دچار نقصان رشد و آلودگیهای انگلی شده و منجر به تضعیف صیادی گردید. همچنین تصور میشود نابودی گونه O. spilurus از دریاچه ناویاشا و O. esculentus , Oreochromis variabilis از دریاچه ویکتوریا تا حدی مرتبط با هیبرید سازی با گونه های وارداتی بوده است (Ogutu-Ohawyo and Hecky, 1991).
در استرالیا رقابت بین گونه های Oreochromis mossambicus و گونه های بومی بر سر غذا و مکانهای تولیدمثل در رودخانه دارلینگ، تاثیرات مخربی روی گونه های بومی گذاشته است(Arthington and Bluhdorn, 1996). در مقابل، گونه O. mossambicus در رودخانه سپیک در پاپوآ، گینه نو منجر به بهبودی وضعیت شیلات منطقه بدون تاثیر منفی روی گونه های بومی شده است (Coates, 1987).
تخریب و دگرگونی زیستگاه بوسیله تیلاپیا بیشتر در مورد ماهیان گیاهخوار گزارش شده است، Oreochromis aureus, Tilapia rendalli و Tilapia zillii گونه هایی هستند که برای ماهیان علفخوار بومی بسیار آسیب زننده هستند(Philippart and Ruwet,1982). تیلاپیای معرفی شدهء T. zillii و رقابت غذایی آن با گونه بومی O. variabilis در دریاچه ویکتوریا منجر به آسیب زیادی به این گونه شده است(Welcomme, 1988). معرفی گونه T. rendalli به ماداگاسکار و موریس نیز منجر به نابودی شدید فون و فلور بومی دریاچه ها، رودخانه ها و مخازن آبی گردیده است(George, 1976). معرفی تیلاپیا همچنین منجر به تغییراتی در بیولوژی گونه های بومی میشود. Moreau در سال 1983 گزارش داد که گونه های منطقه لیتورال در دریاچه کیوگا (آفریقا) پس از معرفی تیلاپیا، شروع به مهاجرت به آبهای آزاد نموده اند.
مشاهده شده که تیلاپیا از طریق کانالهای آبیاری که برای کنترل گیاهان آبزی در آن رهاسازی شده بوده، به مناطق پایین دست رودخانه کلرادو آمریکای شمالی مهاجرت نموده است (Fitzsimmons, 2001b).  تیلاپیا همراه با سایر ماهیان غیر بومی که برای صید ورزشی معرفی شده بودند، بطور کامل جمعیت های ماهیان بومی  رودخانه را  به حدی بحرانی کرده که گونه های بومی در معرض انقراض قرار گرفته اند. در بعضی بخشهای رودخانه، تیلاپیا حدود 90درصد زیست توده را تشکیل میدهد.
از مثالهای بالا مشخص میشود که معرفی و انتقال تیلاپیا به زیستگاه های جدید، میتواند برای زیستگاه مفید و یا مخرب باشد. این به آن معناست که هر نوع معرفی تیلاپیا باید آزمایشات کامل EIA همراه گردد.
2: آلودگی ژنتیکی:
به سه شکل هیبریدسازی،  درون زایی و تراریختگی  مطرح است.
الف: هیبرید سازی:
یکی از مهمترین خطرات معرفی تیلاپیا توان آنها برای جفتگیری با گونه های نزدیک به خودشان است. چنین دورگه سازیهای خارج از کنترلی معمولا منجر به از دست رفتن تنوع ژنتیکی میگردد. در نتیجه، با کاهش تدریجی گونه های خالص تیلاپیا مواجه هستیم. موارد بیشمار دورگه شدن هم در بین تیلاپیاهای پرورشی و هم وحشی گزارش شده است. در بیشتر موارد، هیبرید ها مشخصات مورفومریستیک و بیولوژیک متفاوتی در مقایسه با والدین خود دارند. هیبرید سازی طبیعی بین گونه های نزدیک به هم تیلاپیا اعم از معرفی شده یا بومی هم محتمل است. برای مثال دورگه سازی بین O. spilurus niger و Oreochromis leucosticte (در دریاچه نایواشا) و بین O. spilurus niger  و Oreochromis niloticus (در دریاچه بانیونی)  و نیز بین Oreochromis macrochir و O. niloticus (در دریاچه ایتاسی) گزارش شده است(Moreau, 1983).
ب: درون زایی:
درون‌زایی به تولید مثل در نتیجه جفت‌گیری دو والد که با هم ارتباط  نزدیک ژنتیکی دارند، گفته می‌شود که این نزدیکی بیش از حد میانگین در جمعیت طبیعی میباشد. هرچه جمعیت اولیه گونه کوچکتر باشد، احتمال درون زایی بیشتر میشود. درون زایی در تیلاپیا، هم برای جمعیتهای وحشی که تازه در حال تشکیل هستند و هم در استخرهای پرورش ماهی در سراسر جهان مشکلی بزرگ است.  در بیشتر موارد جمعیت اولیه مورد استفاده برای آبزی پروری کوچک است. برای مثال، گزارش شده که جمعیت اولیه تیلاپیای موزامبیک در آسیا تنها از پنج ماهی (سه نر و دو ماده) تشکیل شده بوده که در دهه 1950 به اندونزی معرفی شده است(Agustin, 1999). (Atz در سال 1954 گزارش داد که تیلاپیای موزامبیک قبل از سال 1939 به اندونزی معرفی شده و نه در دهه 1950 (این ماهیها زاد و ولد نمودند و فرزندان آنها تشکیل پایه های پرورش تیلاپیا را داده و نیز تشکیل جمعیتهای وحشی این ماهی را در سراسر آسیا بجز عرضهای جغرافیایی بالاتر دادند. همانگونه که گفته شد، درون زایی این گونه اجتناب ناپذیر بوده و منجر به  رشد کم و رسیدگی پیش از موعد جنسی و تغییر شکل بدن و بقای کم میگردد. به همین دلیل گونه تیلاپیای موزامبیک در بسیاری از مناطق کاندیدای مناسبی برای آبزی پروری نیست و این گونه با تیلاپیای نیل یا هیبریدهای تیلاپیا در بسیاری از کشورهای آسیایی جایگزین شده است. درون زایی همچنین میتواند منجر به کاهش هتروزیگوتی گردد، Kocher در سال 1997 گزارش داد که بعضی سویه های تیلاپیایی پرورشی، کمتر از ده درصد هتروزیگوتی نمونه های وحشی خود را نشان میدهند.
ج: تراریختگی:
با وجود این حقیقت که تراریختگی مزایایی را در پرورش تیلاپیا دارد، میزان تغییرات ژنتیکی در تیلاپیای تراریخته به شکلیست که فنوتیپ و خصوصیات رفتاری آنها قابل پیش بینی نیست (Mair, 2002). وقتی تیلاپیاهای تراریخته به زیستگاه جدید معرفی میشوند، میتوانند تاثرات مضری هم بر محیط زیست و هم بر گونه های بومی بگذارند. همچنین تیلاپیای تراریخته در صورت فرار از مزرعه، جزوی از ذخیره ژنی شده، و تنوع ژنتیکی مصنوعی را به جمعیت وحشی القا میکند. این مساله میتواند منجر به افزایش یا کاهش صحت جمعیت شده و یا اینکه هیچ تاثیر فنوتیپی یا اکولوژیک نداشته باشد(Dunham, 1999). تاثیر منفی شامل فوق غالب شدن و یا جایگزین گونه های بومی شدن باشد. Guillen و همکاران در سال 1999 در کوبا فهمیدند که تیلاپیای تراریخته انگیزه تغذیه ای و وضعیت غالبیت کمتری از گونه وحشی دارد. همچنین اگر تعداد بالایی از گونه های تراریخته فرار کنند یا به محل معرفی شوند، میتوانند  باعث کاهش تولید در جمعیت های طبیعی از طریق لقاح های ناموفق گردند(Dunham, 1999).
3: خروجی مزارع و غنی سازهای ارگانیک:
مقادیر قابل توجهی از غذاهای خورده نشده همراه با مواد زائد شامل مواد ارگانیک، مواد مغذی مثل فسفر و نیتروژن و جامدات معلق، از طریق مزارع متراکم زمینی تیلاپیا در آب رها میشوند. این ترکیبات عموما برای ماهیان و سایر آبزیان سمی هستند. همچنین میتوانند درجات مختلفی از تاثیرات زیست محیطی را بر حسب تراکم داشته باشند. در استخرهای پرورش ماهی، بخشی از این مواد زائد در کف استخر ته نشین میشود، در حالیکه باقی آن همراه با آب خروجی استخر وارد محیط زیست میگردد. این مواد زائد اگر جمع آوری یا به سازی نشوند، میتوانند اکسید شده و در نتیجه کاهش اکسیژن را سبب گردند، این مساله به نوبه خود شرایط بیهوازی ایجاد کرده که میتواند منجر به استرس یا مرگ ماهیان هم در شرایط پرورشی و هم در آبهای پذیرنده پساب ها گردند.
توسعه و گسترش جهانی پروش تیلاپیا در قفسهای شناور هم میتواند تاثیرات وسیع محیط زیستی و اقتصادی-اجتماعی داشته باشد. تجمع و تجزیه پسماندهای زیر قفسها، نیاز به سطح وسیعی از اکوسیستم آبی است. Berg و همکاران در سال 1996 گزارش دادند که تولید T. rendalli، O. mossambicus و O. niloticus در هر متر مکعب از استخرهای متراکم دریاچه ای نیاز به 115 متر مکعب فضا برای جذب فسفر و 160 متر مکعب برای تولید اکسیژن دارد. میتوان براحتی فهمید که تولید تیلاپیا در قفسهای بزرگ، که امروزه به میزان زیادی رواج دارد، نیاز به حجم عظیمی از محیط آبی برای پالایش آلاینده های حاصل از قفس دارد.
پرورش تیلاپیا در قفسهای شناور در دریاچه سامپالوک فیلیپین یک مثال خوب از اثرات فاجعه بار محیط زیستی و اقتصادی-اجتماعی فعالیت مدیریت نشده آبزی پروری است. پرورش تیلاپیا در قفسهای این دریاچه در سال 1976 آغاز و پس از آن با استفاده بی رویه از غذای دستی گسترش یافت. گزارش شد که سالیانه حدود 6000میلیون تن غذا از طریق قفسها از بین رفت و در رسوبات زیر قفس همراه فضولات و سایر زائدات ارگانیک ته نشین شد. این مساله شرایط حاد بیهوازی و آبهای سمی را ایجاد نمود و منجر به کاهش روزافزون اکسیژن محلول، افزایش BOD و غلظت بی اندازه بالای آمونیاک و سولفید گشت. در سال 1990، به پرورش دهندگان در مورد امکان مرگ و میر وسیع ماهیان به دلیل میزان زیاد وضعیت بی هوازی و آبهای سمی زیر قفسها هشدار داده شد و نیز توصیه شد که ماهیان خود را برداشت کنند. هشدارها بی اهمیت تلقی شد، و همانگونه که پیش بینی شده بود، مرگ و میر عظیم ماهیان تیلاپیای در اندازه بازاری رخ داد و منجر شد که پرورش دهندگان سرمایه خود را از دست بدهند (A. Santiago, undated, www.iirr.org/aquatic-resources/p5c02.htm).
در مصر، پرورش در قفس تیلاپیا در رودخانه نیل، مشخصا در شاخه های دامیتا و روزتا در چند سال گذشته به حد زیادی گسترش یافته است.  این مساله منجر به نگرانیهای عمومی و ایجاد منازعات و بحثهایی بین مقامات مسوول دولتی، دانشگاهی و مسوولین بخشهای حفاظت محیط زیست در مورد اثرات زیست محیطی این قفسها گردیده است. مقامات دولتی در منطقه دامیتا تصمیم گرفتند که قفسها را از نیل جمع کنند و به پرورش دهندگان اخطار دادند که در یک مدت محدود قفسها را جمع آوری نمایند در غیر اینصورت این کار به زور صورت خواهد گرفت. این عمل منجر به دوگانگی در باور عمومی مردم گردید. گروهی در حمایت از پرورش دهندگان، به آلاینده بودن این قفسها شک داشتند و معتقد بودند که این روش پرورشی در سراسر جهان تجربه شده است. آنها اظهار داشتند که جمع آوری قفسها چاره کار نیست، بلکه مدیریت مناسب نظیر محدود کردن تعداد قفسها در هر کیلومتر مربع، استفاده از غذا های باکیفیت با سیستمهای غذادهی بهینه، انتخاب مناسب مکانهای نصب قفس، پرورش سایر گونه ها نظیر کپور نقره ای همراه تیلاپیا و نظارت و بازرسی پیوستهء دولتی مطمئنا میتواند تاثیر منفی قفسها را کاهش دهد. محققین، افراد دانشگاهی و کشاورزان طرفداران این نظریه بودند.
از طرف دیگر، مقامات حفاظت محیط زیست و مسوولین محلی ادعا میکردند که پرورش قفس منجر به کاهش کیفیت آب نیل گشته و یک فاجعه بهداشتی در پیش است، از اینرو حذف این قفسها تنها راه حل ممکن است. متاسفانه جمع آوری قفسها منجر به ضرر هنگفتی به پرورش دهندگانی میشود که قادر به بازگرداندن وامهای دریافتی از بانکها نخواهند بود. آبزی پروران پرونده را به دادگاه برده و منتظر نتیجه هستند.
Troell و Berg در سال 1997 اظهار داشتند که پرورش متراکم تیلاپیا در قفس در مناطق گرمسیری میتواند منجر به یوتریفیکاسیون شدید گردد. آنها دریافتند که میانگین حضور عناصر مغزی (آمونیوم و فسفات) زیر قفسهای پرورش تیلاپیا در دریاچه کاریبای زیمبابوه بیش از 22 برابر مناطق شاهد است. رها شدن عناصر مغذی معمولا تولید فیتوپلانکتونها و سایر بلومهای جلبکی را تقویت میکند ، که میتواند بعدا منجر به افزایش مصرف اکسیژن در طی تجزیه غذای خورده نشده و فضولات زیستی گردد. این شکوفایی های جلبکی میتواند سمی هم باشد. بعلاوه، وقتی جلبکها میمیرند، در کف ته نشین میشوند، تجزیه شده و بعد منجر به کاهش اکسیژن آب گشته و خود باعث وخیم تر شدن وضع یوتریفیکاسیون  میگردند. علاوه بر این مشکلات، زائدات مزارع پرورشی، میتواند علت عمده تغییرات در ساختار جمعیتهای بنتیک گردد، چونکه غذاهای مصرف نشده ممکن است برای برخی از گونه های آبزی بیش از سایرین خوشایند باشد. جانوران ثابت همچنین ممکن است دچار مرگ و میر وسیع به دلیل کاهش اکسیژن آب گردند، در حالی که جانوران متحرک میتوانند به نقاط دیگر نقل مکان کنند.
ترکیبات زیست فعال:
ترکیبات زیست فعال، شامل آفت کشها، آنتی بیوتیکها و سایر داروها با مقاصد مختلف در آبزی پروری بکارمیروند از جمله کنترل بیماریها، بارور کردن آب، آهک پاشی، ضدعفونی کردن، اکسیداسیون، از بین بردن جانوران موذی و جذب سطحی. این مواد عموما به غذا و یا آب محیط پرورشی اضافه میشوند. بعضی از این ترکیبات بویژه داروها، آفت کشها و آنتی بیوتیکها میتوانند برای جانوران آبزی سمی باشند و یا در طبیعت باقی مانده و تجمع یابند. خروجیهای استخرهای پرورشی که این ترکیبات را دارند، میتوانند تاثیرات مخرب اکولوژیکی داشته و علاوه بر آن با تاثیر بر گوشت آبزیان، برای مصرف کننده هم خطرناک باشند.
هورمونها:
استروئیدها به میزان زیادی برای تولید تیلاپیای تک جنسی استفاده میشوند. هورمونها عموما یا در غذای لاروها مخلوط میشوند یا در طی غوطه وری تخمهای لقاح یافته یا نوزادان دارای کیسه زرده بکار میروند. با اینحال استفاده از هورمونها برای تغییر جنسیت به علت تاثیرات احتمالی روی سلامت و نیز محیط زیست مورد بحث و انتقاد روز افزون است. باقیمانده هورمونها و متابولیتهای حاصل از آنها میتواند ماده ای آلاینده باشد. برای مثال، تغذیه تیلاپیا با غذای غنی شده با 17α-methyltestosterone (MT) منجر به نشت قابل توجه MT به آب استخر و رسوبات آن میگردد (Contreras-Sanchez et al., 2001,2002). درحین استفاده از MT برای ماهیان، این ماده در آب مشاهده گردید و مشخص شد که این ماده میتواند 8هفته در رسوبات استخر باقی بماند. این هورمونها روی برای کارگران کارگاه های تکثیر و نیز سایر آبزیان غیر هدف خطرناک است.
قرار گیری آبزیان غیر هدف در معرض هورمونها استروئیدی میتواند منجر به تغغیر نامطلوب در نسبتهای  جنسی آنها بشود. موارد نر شدن  عظیم و ناخواسته کپور معمولی قرار گرفته در معرض آبهای محتوی MT مورد استفاده بصورت تغذیه ای دیده شده است (Gomelsky et al., 1994). همچنین Abucay و همکاران در سال 1997 نسبتهای بالایی از نرشدگی و ماده شدگی در لاروهای تمایز جنسی نیافته  تیلاپیای نیل را در آب آکواریومی که قبلا مورد استفاده برای هورمون تراپی جهت تغییر جنسیت قرار گرفته گزارش دادند. همچنین نسبت جنسی لاروهایی که با غذای عادی تغذیه شدند، اما قفسهایشان در مجاورت قفسهای خالی بود که با هورمون سر و کار داشتند، به میزان زیادی تغییر یافت. این یافته ها به روشنی نشان میدهد که هورمون و یا متابولیتهای حاصل از آن که از غذای مصرف نشده به بیرون راه می یابد میتواند منجر به افزایش تغییر جنسیت در آبزیان غیر هدف در معرض آنها گردد.
کاهش تاثیرات زیست محیطی پرورش تیلاپیا:
مدیریت معرفی و انتقال تیلاپیا:
از مباحث قبلی مشخص شد که سوء مدیریت در معرفی و یا انتقال تیلاپیا میتواند تاثیرات مخرب محیط زیستی داشته باشد. اگر تیلاپیا در زیستگاه جدید خود پا بگیرد، کنترل و کاهش تاثیرات مخرب آن تقریبا غیر ممکن است. از اینرو ضروریست که قوانین سخت گیرانه ای برای کنترل معرفی تیلاپیا وضع گردد. همچنین پیش گیریهای ضروری  قبل از معرفی تیلاپیا به زیستگاه جدید با تاکید بر جنبه های زیر ضروری است FAO, 1995b):
1.    قصد و منظور معرفی، مرحله زندگی ماهی که برای معرفی پیشنهاد میشود، زیستگاه مبدا و زیستگاه مقصد.
2.    نیازهای فیزیکی، شیمیایی و زیستی تولید مثل و رشد، و مکانیزم های طبیعی یا انسان ساخت موثر در پراکنش.
3.    مطالعات اکولوژیک روی آب و فون ماهیان بومی.
4.     مطالعات تفصیلی روی زیست شناسی و اکولوژی گونه های معرفی شده، شامل رده بندی، غذا و عادات تغذیه ای، تولید مثل، رفتار، بیماریها، سازگاری با زیستگاه و غیره.
5.     تجزیه و تحلیل دقیق تاثیرات محتمل روی اکوسیستم آبی  پیشنهاد شده برای معرفی. این آنالیز باید شامل بررسی کامل تاثیرات اکولوژیک، ژنتیکی و بیماریها باشد.

این موارد هم باید در نظر گرفته شوند، اما الزاما محدود کننده نیستند:1.  وسعت زیستگاه 2. روابط شکار/شکارچی (شامل احتمالات رژیمهای غذایی جایگزین و استراتژی های تغذیه ای) 3. رقابت و رقبا 4. پتانسیل هیبرید سازی بین گونه های معرفی شده و گونه های بومی و 5. نقش ایفا شده توسط عوامل بیماریزا و ارگانیزم ها و اپی بیوتیکهای مرتبط با آنها.
اگر تصمیم به اقدام جهت معرفی گرفته شد، اعمال زیر مورد نیاز هستند (FAO, 1995):
1.    ذخیره ماهیان مولد باید در یک محل قرنطینه شده مورد تایید کشور پذیرنده و با زمان کافی جهت بررسی کامل سلامت ذخیره مربوطه ایجاد گردد.
2.    مولدین باید بصورت تخم یا لارو وارد و مولد سازی شوند تا فرصت کافی برای بررسی در زمان قرنطینه وجود داشته باشد.
3.    نسل اول ماهیان تولیدی، باید در مقیاسی محدود به آبهای باز رها شوند تا ارتباطات اکولوژیک آنها با گونه های بومی آزموده شود.
4.    تمام پسابهای مراکز تکثیر یا تاسیسات مورد استفاده برای مقاصد قرنطینه ای، باید تا حد قابل قبول استریل گردند.
5.    باید مطالعه مستمر روی گونه های معرفی شده در زیستگاه جدید صورت پذیرد.
مدیریت پسابها:
پالایش و مدیریت خروجیهای مراکز پرورش تیلاپیا اهمیت فراوانی دارد. Boyd در سال 2003 بهترین کارهای مدیریتی (BMPs) را برای حداقل رساندن ورود مواد مغذی به آبهای خروجی فهرست کرده است:
1.    برای حفظ ذخیره فیتوپلانکتونی، کود را فقط به میزان نیاز استفاده کنید.
2.     نسبتهایی از ذخیره سازی ماهی و غذادهی را انتخاب کنید که بیش از ظرفیت مصرف در استخر نباشد.
3.    غذاها باید کیفیت بالایی داشته باشند، در آب ماندگار باشند و حاوی نیتروژن و فسفر بیش از حد نباشند.
4.    غذا را با دقت و اندازه بکار برید تا از بیش از حد مصرف شدن آن جلوگیری کرده و مطمئن شوید که بیشتر غذا خورده شده است.
5.    آب را عوض نکنید یا تا جای امکان میزان تعویض آب را کاهش دهید.
6.    در پرورش متراکم، تعداد کافی هواده های مکانیکی را بکار بندید تا از کاهش شدید اکسیژن محلول جلوگیری کرده تا با تقویت نیتریفیکاسیون و سایر فعالیت های هوازی، تصفیه طبیعی آب استخر تشدید گردد.
7.    برای بارندگیهای شدید پیش بینی انجام دهید تا از سرریز شدن آب استخر به طبیعت جلوگیری شود.
8.    ساختارهای تخلیه آب از عمق نباید ساخته شوند، چرا که منجر به تخلیه آب کم کیفیت نزدیک بستر به بیرون استخر میشوند.
9.    هر جا امکان داشت، ماهیان را بدون تخلیه استخر و با پورسین جمع آوری کنید.
10.    تا جای امکان، تخلیه پساب استخرها از درون یک استخر رسوب گذاری و یا یک نهر دارای پوشش گیاهی انجام شود.
11.    تا جای ممکن آب را مجددا استفاده کنید.

علیرغم اینکه اعمال فوق برای کاهش ورود مواد مغذی از استخر به محیط اطراف مورد تایید هستند، چند روش مشخص وجود دارند که بطور استثنایی برای مدیریت پسابهای مزارع موفق هستند.  در انستیتوی آسیایی تکنولوژی در تایلند (AIT) مطالعاتی در سیستم متراکم جهت کاهش اثرات زیست محیطی پرورش تیلاپیا از طریق کم کردن سرریز غذا در استخرهای تیلاپیای نیل انجام شد. توجه اصلی به این موارد بود: 1. بهینه سازی رژیمهای غذایی 2. به حداکثر رساندن مصرف مواد غذایی از طریق کشت چند گونه ای و سیستمهای گردشی و 3. به حداقل رساندن خروج مواد زائد در پسابها از طریق استفاده از تکنیکهای تخلیه بهینه در هنگام برداشت ماهیان. Lin و Yi در سال 2003 نتایج این روشها را شرح دادند که نگاهی به این نتایج خالی از فایده نیست.

بهینه سازی رژیم های غذایی:
وقتی تیلاپیای نیل پرورش در استخرهای کوددهی شده با رژیم غذایی مکمل تا 50، 75 و 100 درصد اشباع پرورش داده شدند، محصول آنها نیز به همین نسبت تولید شد (Lin and Yi, 2003)، با اینحال کاهش قابل توجهی در هرز رفتن غذا در سطح 50 درصد دیده شد. این مساله به آن معناست که حدود 50 درصد ماده غذایی میتواند حفظ شود، و ماهیان میتوانند رژیم غذایی خود را با مواد موجود در استخر تامین نمایند. این مساله همچنین نشان میدهد که یک رژیم غذایی مناسب میتواند هم هزینه غذا و هم هرز رفتن غذا در استخر را کاهش دهد.
کاهش آلاینده های حاصل از آبهای خروجی با سیستم توام استخر و قفس:
پرورش تیلاپیا در سیستم توام قفس در استخر، در برخی از کشورها انجام شده و شامل پرورش یک گربه ماهی دورگه (Clarias macrocephalus x Clarias gariepinus) در قفس های قرار گرفته در استخر و تغذیه آنها با غذای فرموله شده است، به شکلی که فضولات و پسماندهای آنها به عنوان غذای تیلاپیای رها در استخر استفاده میشود. این سیستم منجر به حداکثر شدن تولید گربه ماهی و تیلاپیا و نیز کاهش تخلیه مواد غذایی از استخر به دلیل غنی شدن استخر و تولید طبیعی غذا میگردد.

مدیریت پساب در طی برداشت ماهی:

جمع آوری ماهیان استخر با تورهای پورسین روشی بسیار رایج است، اما منجر به به هم خوردن رسوبات کف و نتیجتا کاهش کیفیت آب استخر و آبهای خروجی میگردد. روشهای مناسب جمع آوری ماهی و بهسازی آب خروجی به میتواند به میزان زیادی آلاینده ها را در استخرهای پرورش ماهی تیلاپیای نیل کاهش دهد. در یک مطالعه، Lin و همکاران در سال 2001 چهار تیمار را برای بررسی کارآمدی شیوه برداشت ماهی و تاثیر آن بر هرز رفتن مواد غذایی از طریق پساب ها مورد بررسی قرار دادند. تیمارها عبارت بودند از: 1. تیمار استخر با کیک دانه چای به میزان 10ppm جهت بیهوش کردن نسبی تیلاپیای نیل، 1.5 ساعت قبل از برداشت با پورسین 2. آهک پاشی استخر به میزان 75 گرم در مترمکعب هیدروکسید کلسیم 24 ساعت قبل از برداشت برای ته نشین شدن فسفر و مواد ارگانیک و در پی آن تخلیه یکباره و کامل استخر با پمپ و جمع آوری تیلاپیای نیل در چاله مخصوص 3. تخلیه یکباره استخر با پمپ و جمع آوری تیلاپیای نیل از چاله مخصوص 4. استخرها به ارتفاع 50 تا 100 سانتیمتر تخلیه شده و سپس دو مرحله با پورسین ماهیان جمع آوری و در پی آن استخر کاملا تخلیه و باقیمانده ماهیان در چاله مخصوص جمع آوری گردیدند. نتایج این مطالعه نشان داد که آهک پاشی استخر 24 ساعت قبل از تخلیه و تخلیه تدریجی تا عمق 25 سانتیمتری در حین برداشت، موثر ترین روش است.
کاهش خروج موادغذایی از طریق سیستم مخازن آب سبز
روش پرورش مخازن آب سبز میتواند روشی کارآمد برای کاهش خروج مواد غذایی در مخازن ماهی باشد. در این روش، پسماند های ماهیها و سایر متابولیتها به شکلی بهسازی میشوند که تولید طبیعی استخر را افزایش دهند. این روش شامل اکسیداسیون آمونیاک سمی (NH3)  و نیتریت (NO2) به نترات های تقریبا غیر سمی (NO3) از طریق باکتریهای شوره ساز رشد یافته روی مواد ارگانیک معلق می باشد. باکتری موادارگانیک را از مخزن حذف میکند و از آن به عنوان غذا استفاده مینماید، باکتریها نیز به عنوان غذای طبیعی برای ماهیان فیلتر فیدر نظیر تیلاپیا و برخی کپورماهیان استفاده میگردد.  با این حال در سیستمهای آب سبز، مواد زائد جامد باید دائما جمع آوری شوند و هر دو سیستم بیوفیلتر و هوادهی باید وجود داشته باشد. این سیستم با موفقیت برای تیلاپیا در بخشهای مختلف دنیا بویژه در ویرجین آیلند استفاده شده است.

حذف مواد غذایی مازاد توسط گیاهان آبزی:

در سیستم پرورشی نیمه متراکم تیلاپیا، حدود 80 درصد نیتروژن و فسفر اضافه شده به کودها، در لجن بستر استخر ته نشین میگردد (Lin and Yi, 2003). حذف یا لایروبی گل و لای بستر کاری سخت و نیازمند نیروی انسانی زیاد است. کاشت گیاهان آبزی ریشه دار در استخرها میتوانند راهی موثر برای جداسازی مواد غذایی مازاد از داخل گل و لای باشد. این عمل با کاشت نهال گیاه لوتوس (Nelumbo mucifera )در استخرهای تیلاپیای نیل که بصورت هفتگی با کود اوره و کود سوپر فسفات به میزان 4 کیلوگرم N و یک کیلوگرم P در هکتار در روز کود دهی میشدند مورد آزمایش قرار گرفت (Yi et al, 2002). گیاه لوتوس به خوبی مازادغذایی را از گل و لای استخر حذف نمود. هدر رفتن سالیانه غذا از طریق گل و لای 2.4 میلیون تن N و 1 میلیون تن P در هکتار است که 300 کیلوگرم N و 43 کیلوگرم P توسط لوتوس بازگردانده میشود.
در مناطق معتدله، دمای آب در هنگام زمستان کاهش یافته و برای پرورش تیلاپیا نامناسب میگردد. عموما پرورش دهندگان تیلاپیا در این مناطق ماهیان خود را در ماههای سپتامبرو نوامبر برداشت میکنند. در طی فصول سرما، این استخرها خشک شده و بلا استفاده میگردند. کشت محصولات زمینی نظیر گندم و یونجه در چنین استخرهایی روشی موثر برای حذف مواد غذایی از گل و لای کف استخر است و بعلاوه درآمدی اضافه برای پرورش دهندگان میباشد. این دستاورد در بعضی مناطق مصر که یونجه و گندم در استخرهای تیلاپیا کشت داده شدند آزمایش و نتایج قابل قبولی داشت.

حذف مواد مغذی با روش اکواپونیک

اکواپونیک عبارتست از ترکیب هیدروپونیک و آبزی پروری در یک سیستم مدار بسته. مواد زائد و متابولیتهای تولید شده توسط ماهی پرورشی با نیتریفیکاسیون حذف شده و به مصرف گیاه میرسند ، در این حال باکتریهای ساکن شن و در ارتباط با ریشه گیاه نقش مهمی در حذف این مواد غذایی زائد دارند. این بدان معناست که گیاهان نقش یک فیلتر بیولوژیک را با حذف موادزائد حاصل از ماهیان و افزایش کیفیت آب مورد استفاده پرورش ماهی ایفا میکنند.

تمهیدات، پس از نابودی گونه های بومی:

همانگونه که ذکر شد، پس از غالب شدن تیلاپیا در محیط زیست جدید، کنترل و کاهش آن غیر ممکن و یا بسیار مشکل است. اما در صورت نابود شدن گونه های بومی، با پیدا کردن پناهگاه های این گونه ها، یعنی مکانهایی که تیلاپیا امکان نفوذ نداشته، میتوان به بازسازی آنها امیدوار بود. بطور مثال در آفریقا دیده شد جمعیتهای باقیمانده گونه بومی تیلاپیا O. esculentus هنوز در پیکره های آبی پیرامونی در حوزه آبریز دریاچه ویکتوریا دوام آورده اند ( Loiselle 1996; Aloo 2003 ). بنظر میرسد چنین دریاچه های حاشیه ای، نقش مهمی در حفظ منابع و گونه زایی ماهیها در دره  شکافی آفریقا ایفا می کنند (e.g. Mwanja et al. 2001; Abila et al. 2004; Genner et al. 2007). دریاچه های اقماری در طی دوره های خشکسالی و پرشدن مجدد در تاریخ زمین شناختی دریاچه ویکتوریا شکل گرفته (Bishop and Trendall 1966) و به عنوان پناهگاهی موقتی عمل می نمایند، از اینرو اهمیت ویژه ای در حفظ فون جانوری دریاچه ویکتوریا دارند. (Ogutu-Ohwayo 1990; Kaufman and Ochumba 1993; Maithya 1998; Mwanja et al. 2001) . برای نمونه بعضی از مطالعات اخیر روی ماهیهای دریاچه اقماری کانیابولی نشان میدهد که فراوانی و تنوع ژنتیکی گونه های سیکلید که در دریاچه ویکتوریا منقرض شده یا در معرض تهدید هستند در این دریاچه حفظ شده است. (Kaufman and Ochumba 1993; Aloo, 2003; Abila et al. 2008).
جمعیت گونه های ماهی سیکلید در دریاچه ویکتوریا، یکی از بدترین انقراض های عظیم قرن بیستم را تجربه کرده اند (Barel et al. 1985). دریاچه ویکتوریا خود به تنهایی 500 گونه سیکلید بومی را دارا میباشد. صدها گونه بومی از جمله تیلاپیای بومی O. esculentus عمدتا بدلیل تاثیرات انسانی، بویژه معرفی گونه های غریبه نظیر تیلاپیای  O. niloticus ، منقرض شده اند (Twongo 1995; Balirwa et al. 2003). مطالعات اخیر روی دریاچه های اقماری منطقه دریاچه ویکتوریا، منجر به کشف فراوانی گونه های ماهی و تنوع ژنتیکی گردید که قبلا در دریاچه انجام نشده بود (Chapman et al. 2002; Mwanja 2004; Abila et al. 2004,2008). این مساله اثبات میکند که دریاچه های اقماری و و سایر منابع آبی پیرامون دریاچه ویکتوریا، نقش مهمی در تکامل و حفاظت فون ماهیان منطقه در این دوره انقراض ناشی از فعالیتهای انسانی ایفا میکند.

منابع:

Abila R, Barluenga M, Engelken J, Meyer A, Salzburger W (2004) Population-structure and genetic diversity in a haplochromine fish cichlid of a satellite lake of Lake Victoria. Mol Ecol 13:2589–2602
Abucay, J.S., Mair, G.C., Skibinski, D.O. and Beardmore, J.A. (1997) The occurrence of incidental sex reversal in Oreochromis niloticus L. In: Fitzsimmons, K. (ed.) Proceedings from the Fourth International Symposium on Tilapia in Aquaculture. Northeast Regional Agriculture Engineering Service, Ithaca, New York, pp. 729–738.
Agustin, L. (1999) Effects of genetic bottlenecks on levels of genetic diversity and differentiation in feral populations of Oreochromis mossambicus. PhD thesis, Queensland University of Technology, Australia.
Aloo PO (2003) Biological diversity of the Yala Swamp lakes, with special emphasis on fish species composition, in relation to changes in the Lake Victoria Basin (Kenya): threats and conservation measures. Biodivers Conserv 12:905–920
Angienda, O. Paul. H.J. lee., K. R. Elmer., R. Abila., E. N. Waindi and A. Meyer (2010): Genetic structure and gene flow in an endangered native tilapia fish (Oreochromis esculentus) compared to invasive Nile tilapia (Oreochromis niloticus) in Yala swamp, East Africa. Conserv Genet 12:243–255
Arthington, A.H. and Bluhdorn, D.R. (1996) The effects of species introductions resulting from aquaculture opertations. In: Baird, D.J., Beveridge, M.C.M., Kelly, L.A. and Muir, J.F. (eds) Aquaculture and Water Resources Management. Blackwell, Oxford, pp. 114–139.
Atz, J.M. (1954) The peregrinating tilapia. Animal Kingdom 57, 148–155.
Balirwa JS, Chapman CA, Chapman LJ, Cowx IG, Heheb K, Kaufman L, Lowe-McConnell RH, Seehausen O, Wanink JH, Welcomme RL, Witte F (2003) Biodiversity and fishery sustainability in the Lake Victoria basin: an unexpected marriage? Bioscience 53: 703–715
Berg, H., Michélsen, P., Troell, M., Folke, C. and Kautsky, N. (1996) Managing aquaculture for sustainability in tropical Lake Kariba, Zimbabwe. Ecological Economics 18, 141–159.
Bishop WW, Trendall AF (1966) Erosion-surfaces, tectonics and volcanic activity in Uganda. Quart J Geol Soc 122:385–420
Boyd, C.E. (2003) Guidelines for aquaculture effluent management at the farm level. Aquaculture 226, 101–112.
Chapman LJ, Chapman CA, Nordlie FG, Rosenberger AE (2002) Physiological refugia: swamps, hypoxia tolerance and maintenance of fish diversity in the Lake Victoria region. Comp Biochem Physiol A 133:421–437
Coates, D. (1987) Considerations of fish introductions into the Sepik River, Papua New Guinea. Aquaculture and Fisheries Management 18, 231–241.
Contreras-Sánchez, W.M., Fitzpatrick, M.S. and Schreck, C.B. (2001) Fate of methyltestosterone in the pond environment: detection of MT in pond soil from a CRSP site. In: Gupta, A., McElwee, K., Burke, D., Burright, J., Cummings, X. and Egna, H. (eds)
Contreras-Sánchez, W.M., Couturrier, G.M. and Schreck, C.B. (2002) Fate of methyltestosterone in the pond environment: use of MT in earthen ponds with no record of hormone usage. In: McElwee, K., Lewis, K., Nidiffer, M. and Buitrago, P. (eds) Nineteenth Annual Technical Report. Pond Dynamics/Aquaculture CRSP, Oregon State
De Silva, S.S. and Senaratne, K.A.D.U. (1988) Oreochromis mossambicus is not universally a nuisance species: the Sri Lankan experience. In: Pullin, R.S.V., Bhukaswan, T., Tonguthai, K. and Maclean, J.L. (eds) Proceedings of the Second International Symposium on Tilapia in Aquaculture. Conference Proceedings No. 15, Department of Fisheries, Bangkok, Thailand, and ICLARM, Manila, Philippines, pp. 445–450.
De Silva, S.S. (1985) Status of the introduced cichlid Sarotherodon mossambicus (Peters) in the reservoir fishery of Sri Lanka: a management strategy and ecological implications. Aquaculture and Fisheries Management 16, 91–102.
Dunham, R.A. (1999) Utilization of transgenic fish in developing countries: potential benefits and risks. Journal of the World Aquaculture Society 30, 1–11.
Eighteenth Annual Technical Report. Pond Dynamics/Aquaculture CRSP, Oregon State University, Corvallis, Oregon, pp. 79–82.
FAO (Food and Agriculture Organization of the United Nations) (1995b) Review of the State of World Fisheries Resources: Aquaculture. FAO, Rome.
Fitzsimmons, K. (2001b) Environmental and conservation issues in tilapia aquaculture. In: Subasinghe, S. and Singh, T. (eds) Tilapia: Production, Marketing and Technical Developments. Proceedings of the Tilapia 2001 International Technical and Trade Conference on Tilapia. Infofish, Kuala Lumpur, Malaysia, pp. 128–131.
Fuerst, P.A., Mwanja, W.W. and Kaufman, L. (2000) The genetic history of the introduced Nile tilapia of Lake Victoria (Uganda – E. Africa): the population structure of Oreochromis niloticus (Pisces: Cichlidae) revealed by DNA microsatellite markers. In: Fitzsimmons, K. and Filho, J.C. (eds) Tilapia Culture in the 21st Century. Proceedings from the Fifth International Symposium on Tilapia Aquaculture. Rio de Janeiro, Brazil. American Tilapia Association, Charles Town, West Virginia, and ICLARM, Penang, Malaysia, pp. 30–40.
George, T.T. (1976) Introduction and transplantation of cultivable species into Africa. FAO/CIFA Technical Paper 4, Suppl. 1, pp. 407–432.
GESAMP (IMO/FAO/Unesco/WMO/WHO/IAEA/UN/UNEP (Joint Group of Experts on the Scientific Aspects of Marine Pollution) (1991) Reducing Environmental Impacts of Coastal Aquaculture. Reports and Studies, No. 47, GESAMP, Rome, 35 pp.
Gomelsky, B., Cherfas, N.B., Peretz, Y., Ben-Dom, N. and Hulata, G. (1994) Hormonal sex inversion in the common carp (Cyprinus carpio L.). Aquaculture 126, 265–270.
Ireland, M.J., Tapash, K.R., Nuran Nabi, S.M., Rahman, M.A., Huque, S.M.Z. and Aleem, N.A. (1996) Are tilapia breeding in the open waters of Bangladesh? The results of a preliminary countrywide survey. In: CARE Bangladesh ANR Workshop, 2–3 February 1996, Jessore.
Kaufman LS, Ochumba P (1993) Evolutionary and conservation biology of cichlid fishes as revealed by faunal remnants in northern Lake Victoria. Conserv Biol 7:719–730
Kocher, T. (1997) Introduction to the genetics of tilapia. In: Fitzsimmons, K. (ed.) Proceedings from the Fourth International Symposium on Tilapia in Aquaculture. Northeast Regional Agriculture Engineering Service, Ithaca, New York, pp. 61–64.
Lin, C.K., Shrestha, M.K., Yi, Y. and Diana, J.S. (2001) Management to minimize the environmental impacts of pond effluent: harvest draining techniques and effluent quality. Aquacultural Engineering 25, 125–135.
Lin, C.K. and Yi, Y. (2003) Minimizing environmental impacts of freshwater aquaculture and reuse of pond effluents and mud. Aquaculture 226, 57–68.
Loiselle PV (1996) ‘Fulu’ of the Yala Swamp–part I: overview of the fishes. Cichlid News 5:11–18
Lowe-McConnell, R.H. (1958) Observations on the biology of Tilapia nilotica L. in East African waters. Revue de Zoologie et de Botanique Africaines 57, 129–170.
Mair, G.C. (2002) Tilapia genetics and breeding in Asia. In: Guerrero, R.D. III and Guerrero-del Castillo, M.R. (eds) Tilapia Farming in the 21st Century. Proceedings of the International Forum on Tilapia Farming in the 21st Century (Tilapia Forum 2002). Philippines Fisheries Association, Los Baños, Laguna, Philippines, pp. 100–123.
Moreau, J. (1983) Review of introductions of tilapia in open inland waters of Africa, their influence on ecology and fisheries. In: Fishelson, L. and Yaron, Z. (eds) Proceedings of the International Symposium on Tilapia in Aquaculture. Tel Aviv University, Tel Aviv, Israel, pp. 77–85.
Mwanja WW, Armoudlian AS, Wandera SB, Kaufman L, Wu L, Booton GC, Fuerst PA (2001) The bounty of minor lakes: the role of small water bodies in evolution and conservation of fishes in the Lake Victoria Region, East Africa. Hydrobiologia 458:55–62
Natarajan, P. and Aravindan, C.M. (2002) Status of tilapia farming and its prospects in India. In: Guerrero, R.D. III and Guerrero-del Castillo, M.R. (eds) Tilapia Farming in the 21st Century. Proceedings of the International Forum on Tilapia Farming in the 21st Century (Tilapia Forum 2002). Philippine Fisheries Association, Los Baños, Laguna, Philippines, pp. 78–86.
Ogutu-Ohwayo R (1990) The decline of native fish of Lake Victoria and Kyoga (East Africa) and the impact of the introduced species, especially the Nile perch, Lates niloticus and the Nile tilapia, Oreochromis niloticus. Environ Biol Fishes 27:81–96
Ogutu-Ohwayo, R. and Hecky, R.E. (1991) Fish introductions in Africa and some of their implications. Canadian Journal of Fisheries and Aquatic Sciences 48 (Suppl. 1), 8–12.
Philippart, J.-C.L. and Ruwet, J.-C.L. (1982) Ecology and distribution of tilapias. In: Pullin, R.S.V. and Lowe-McConnell, R.H. (eds) The Biology and Culture of Tilapias. ICLARM Conference Proceedings No. 7, ICLARM, Manila, Philippines, pp. 15–59.
Pringle RM (2005) The origins of the Nile Perch in Lake Victoria. Bioscience 55:780–788
Pullin, R.S.V., Palomares, M.L., Casal, C.V., Dey, M.M. and Pauly, D. (1997) Environmental impacts of tilapias. In: Fitzsimmons, K. (ed.) Proceedings from the Fourth International Symposium on Tilapia in Aquaculture. Northeast Regional Agriculture Engineering Service, Ithaca, New York, pp. 554–570.
Troell, M. and Berg, H. (1997) Cage fish farming in the tropical Lake Kariba, Zimbabwe: impact and biogeochemical changes in sediment. Aquaculture Research 28, 527–544.
Twongo T (1995) Impact of fish species introductions on the tilapias of Lakes Victoria and Kyoga. In: Pitcher TJ, Hart PJB (eds) The 254 Conserv Genet (2011) 12:243–255
Welcomme, R.L. (1988) International Introductions of Inland Aquatic Species. FAO Fisheries Technical Paper No. 294, FAO, Rome.
Yi, Y., Lin, C.K. and Diana, J.S. (2003a) Techniques to mitigate clay turbidity problems in fertilized earthen fish ponds. Aquacultural Engineering 27, 39–51.
Yi, Y., Lin, C.K. and Diana, J.S. (2003b) Hybrid catfish (Clarias macrocephalus × C. gariepinus) and Nile tilapia (Oreochromis niloticus) culture in an integrated pen-cum-pond system: growth performance and nutrient budget. Aquaculture 217, 395–408.



برچسب‌ها: تیلاپیا, محیط زیست, آلودگی

ارسال توسط گروه سایتهای فیش بیس ایران

پیج رنک

آرایش

طراحی سایت